مرداد ۰۵، ۱۳۸۸

خر یا گاو


خر بهتره یا گاو؟
خب معلومه؛ گاو دیگه، از همه چیزه گاو می‌شه استفاده کرد! ولی خر به چه درد می‌خوره؟ فقط بار میبره
تازه خر گشنش می‌شه دیگه کار نمی‌کنه که؛ هی عر عر می‌کنه،، اعصاب آدم رو میریزه به هم!
ولی صدای گاو.. به که چقدر دلنشینِ !
اصلا گاو از قدیم چیزه مقدّسی بوده؛ گاو پرست داشتیم، ولی کی خر پرست داشتیم؟!
اصلا مسخره‌س
می‌دونی؟ سوالش غلطه (مثل «آیا خدا می‌تواند سنگی بسازد که نتواند بلند کند؟» میمونه)
از اون قدیم قدیما گفتن که گاو می‌خواد از جادّه رد شه اوّل دست چپش رو نگاه می‌کنه بعد دست راست
نه مثل خر که سرش رو مثل گاو میندازه پایین میره اونور جاده!
گل گاوزبون تا حالا شنیدی؟ یه چیزیه، خوردنی! یعنی نوشیدنی، مثل چای میمونه
خیلی چیز با ارزشیه؛ اسمش از گاو بر اومده، این یعنی گاو چه باحاله!
تازه cowboy هم تایید می‌کنه که گاو خوبه (cow یعنی گاو)
تازه‌گی‌ها یه ربات ساختن که کاره خر رو می‌کنه؛ ۴تا پا داره، بار می‌زاری رو کولش برات می‌بره، از کوه و دست‌انداز و همه چی هم می‌گذره! (تازه بهش لگد بزنی هم نمیوفته!)
ولی عمرا بتونن ربات بسازن که شیر تولید کنه
تازه سالی یه بار اسپانیایی‌ها با گاواشون شوخی می‌کنن؛ چه باجنبه‌ان (اونام شاخاشون رو می‌کنن تو فیهاخالدون‌ِشون که دیگه از این شوخی ها نکنن!)
خر اگه یکم شعور داشت نمی‌رفت عاشق اسب بشه که پس‌فردا به بچشون بگن قاطر!

امّا من خر رو بیشتر دوست دارم، به خاطره همین مظلوم واقع شدندش
مگه خر دل نداره؟ خب عاشق اسب شده دیگه؛ به چه حقّی به بچشون می‌گی قاطر؟
شرک رو نگاه کن، شخصیت «خره» ! انصافا کل جذابیت کارتون به خاطره اونه
اصلا اگه خری نبود و همه گاو بودن؛ اون‌ وقت دیگه گاوها مورد تحصین قرار می‌گرفتن؟ نه خب نمی‌گرفتن

نتیجه:
  1. برای وجود بهترین به بدترین نیازه
  2. بدترین هم برتری‌هایی نسبت به بهترین داره
  3. خرم خدا آفریده؛ بیایم خرها رو دوست داشته باشیم!
من یکی که از پریدن با بهترین‌ها خوشم نمیاد

مرداد ۰۲، ۱۳۸۸

چی شد که اینجوری شد؟

سینا: بیا تو هم یه دونه از این وبلاگ‌ها بساز
من: که چی بشه؟
سینا: بابا خوبه واسه بعدها نیاز می‌شه
من: [یه خاطره تعریف می‌کنم]
سینا: خب چه ربطی داشت؟!
من: هِهِهِه، راست می‌گی هیچ ربطی نداشت؛ گفتی نیاز یادش افتادم!
سینا: نه خب نیاز می‌شه، همون قضیه که به تو به چشم طلا نگاه می‌کنن و فکر می‌کنن آدمی
[آخه من طلا دارم!]
من: خوب بزار فکر کنن
سینا: نه خوب فکر می‌کنن خیلی آدمی
من: باشه میسازم

به خدا این اولین اسمی نبود که اومد تو ذهنم، همش پر بود! حالا باز می‌شه اسمش رو عوض کرد